نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم آبان 1390 توسط یه طلبه ی کوچولو |
نتوانستند
محشری به پا شده بود، همه آمده بودند.همه ملائک و تمامی جن و انس. قلمهای درخت نما به یک دست و مرکب های آب گون به دستِ دیگر.
مشغولِ نوشتن شدند. سریع مینوشتند و بدون وقفه. مدتِ زیادی گذشت.
قلمها شکست، مرکبها تمام شد و همه خسته شدند ولی نتوانستند.
نتوانستند حتی یک رکعتش را به ثبت برسانند.
